|
یه روزی یه جایی یه چیزی یه جوری صبر داشته باش | ||
|
نه به روزایی که یه جمله تو وبلاگ و دفترام نمی نویسم نه به امروز! که همش دارم می نویسم! این ور اون ور گوشه کتاب تنه! گوشه کتاب ایین زندگی! همش شکل بکش و خط خطی کن! به خدا کتابام مایع ابروریزیه! همش شکل و خط خطای مختلف با کلی کله های گرد با چشمای ریز و یه لبخند بزرگ رو صورتشون! بگذریم دقت نکرده بودم که تنه چقدررر قشنگه! می دونستم هااا دیشب سید وحید گفت قشنگه و انگار تازه یه چراغ تو ذهنم روشن شد! نشستم با دقت و با شکل به خوندن! از پریکاردیوم تا اعصاب قلب و تنه پولمونری و ائورت و فهمیدم من عاشق ائورتم!!!! اره!!!خندیدی؟؟بخند!ولی من این قده دوسش دارم! خیلی کاریه! هم صعودی داره هم نزولی کلی هم خون رسانی می کنه به قلب و... واسه همین دوسش دارم خیلی! خب مرور بسه این همه حرف زدم فقط 10 صفحه خونده بودم!همین ده صفحه این قدر پر بود که الان خوشحالم! ده صفحه دیگه باید بخونم! با 4 فصل اخلاق! و 10 صفحه اندام! که می شه برنامه امروزم!!!! دیشب بابام برگشت ساعت 12 رسید خونه وقتی منو حانی داشتیم یه تیکه ویروس بتهوون نگاه می کردیم! پریدم بیرون و حال و احوال بابام که از ما بیشتر عجله داشت برخلاف حرف مامانم که می گفت بخواب صبح چمدونو باز کن چمدونو باز کرد اخه بابام یه اخلاقی داره وقتی خرید می کنه اشتیاق داره زود به ما نشون بده این اخلاقش خیلی باحااله عینه بچه هاا!!! البته مامانم می گه عین بچه ها!!اما من دوس دارم! خلاصه باز کرد! ترکونده بووودا!!!!!!!! من گفته بودم شلوار یعنی این قدر شلوار لی و جین خریده من الان می تونم برم یه مغازه اجاره کنم فروشندگی راه بندازم!!!!!چون لوازم ارایش خوب گیرم نمی اومد گفته بودم بابام بخره که توووپشو خریده! چرا تو ایران تقلبی این همه زیاده؟؟ مایو برامون خریده:دی!!!!!!! این قد خوشگله که باید لاغر کنم بپوشم حیفه با هیکل تپل اون مایو رو پوشیدن کیف و پیرهن و.... خلاصه حسابی فیض بردیم! دستشون درد نکنه! خنده بازار عمو قناد چه بامزس!!!!!!!!!!! من که خیلی می خندم سرش!!!!! این کتاب محاکمه این قدر کند و یکنواخت پیش می ره که دیگه بالا اوردم! نه نقطه اوجی نه اتفاقی هیچیه هیچ! نیمه کاره ولش کردم! دارم عشاق نامدار فرانسوی رو می خونم! در مورد لویی چهاردم 14 سالس که عاشق دختری 12 ساله شده امتحانام تموم شه یعنی می خوام خودمو از الافی بکشم!!!!!! البته هفته پیش با بیتا دختر خالم رفتیم کلی خیابون گردی ناهارم بیرون خوردیم و خودمونو از اهنگ کره ای خفه کردیم! بابام قول داد که منو کره ببره!!!!!!!! کره جنوبی! فکرشو بکن! خب خیلی دوس دارم یه بار که شده برم!!! بچه هاااا التماس دعا دارم منو دعا کنید راستی امروز 8 بهمنه!!!!!!!!! تولد داداش جونمه!!!!!!!!!!!!!! امروز 14 سالش می شه! همسن لویی چهاردهم! داره بزرگ می شه هااااااااتولدت مبااارک داداش خوشگلو گلم! یاعلی فعلا کاری ندارین؟ بای بای! [ شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸ ] [ ٢:٥۸ ب.ظ ] [ white girl ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||