یه روزی یه جایی یه چیزی یه جوری صبر داشته باش
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

جمعست!!! بابام ماموریته!!! دلم برا بابام تنگ شده!!!! یکی از گوشی هاش دسته منه! همش اهنگ گوشیشو که یه اهنگ ملایمه می ذارم و باهاش بغضم می گیره!!!! جدا من عاشق مامان بابام هستم!!!

حسه خوبی ندارم نمی دونم چرا سال نود این جوری شده!! جدا نمی دونم چرا!!!!!!خدا انگار باهام قهره!!!! ولی این همش فکرو خیاله منه خدا از بس خووبه که ما نمی تونیم بفهمیم!!!!!!!! خدا همیشه باهامه مطمئنم!!!! همه ی اونا حتما یه حکمتی داره

حانیه رفته سنجش مامانبزرگم خونمونه و همه چی نسبتا خووبه!! هفته دیگه امتحان دارم نیز!!!

می خوام بشینم درس بخونم نمره خوب بگیرم!!! ولی اون اتفاق خووبه هنوز برام نیفتاده واسه همین روحیمو کسل کرده یه جورایی روحیه ندارم!!!! نمی خوام به خودم تلقین کنم!!!! ایشالله تا شب روحیه دارم می شم!

امروز جمعس امیدوارم خدا کمکم کنه اخه خدا برای روز جمعه اهمیت زیادی قائله!!!!! خدایا تو این روز مهم ازت کمک می خوام!!!!

اهنگ وبلاگمو صد باری گوش دادم!!!

[ جمعه ۱۳٩٠/۱/٢٦ ] [ ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ] [ white girl ]

ای بابا من چمه!! جدا چمه!!!!!! خودمم نمی دونم اون طور که باید شاد و شنگول نیستم! ته دلم یه حسه دلتنگیه بزرگ دارم خیلی بزرگ داره اذیتم می کنه!

نمی دونم چی کارش کنم می دونی دست من نیست که بتونم خودم برطرفش کنم! یعنی وقتی یادش میوفتم ... بی خیال!!!

این روزا دلم می خواد شاد باشم بخندم از ته دل ولی نمی شه! دلم یه اتفاقه خوب می خواد که هنوز هیچی به هیچی! این دلتنگی وقتی زیاد می شه که اطرافیانتم ناراحت باشن! دلم می گیره که چراااااا باید از بقیه عقب بیوفتم!!!!

امروز باشگاه مربیم کلی ازم تعریف کرد که چقدر خوب کار می کنیو اینااا و کلی نیز از قیافم تعریف کرد انرژی مثبته خوبی بود ولی من بازم اون جور که باید نیستم!!!!!! بی قرارم یه جورایی! چقدر بده من این جوری شدم!ناراحت

[ یکشنبه ۱۳٩٠/۱/٢۱ ] [ ٦:٤٥ ‎ب.ظ ] [ white girl ]

اغلب شبا یه حسی میوفته به جوونم!!!! وقتی می شینم لبه پنجره اتاقم و چشمکای برج میلادو نگاه می کنم!!!! وقتی می شینمو تهرانو نگاه می کنم با اون چراغای چشمک زنش!!! یه حسه عجیبی وجودمو می گیره!!!! یه حس دلتنگی خاص!! یه حسی که تهش بوی گریه می ده!! بوی اشک می ده!!! نمی دونم می فهمی چی می گم؟؟؟؟

هرشب این حس میاد سراغم می رم تو تراس می شینمو با با خدا حرف می زنم! بارها از خدا خواستم می خوام گریه کنم منو بگیر تو اغوشت!!! دلم می خواد همون جا دوتا بال دربیارمو برم تو اسمون اوج بگیرم تا اونجا که می تونم اوج بگیرم!!!!!

من عاشق پروازم!!!! چرا؟ این حس های عجیب غریب چیه تو دله من! کاش کسی بود درکم کنه! کاش یه اغوش داشتم برای گریه! کاش...

[ شنبه ۱۳٩٠/۱/٢٠ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ white girl ]

امروزبعد از این همه نرفتن رفتم دانشگاه! دلم حسابی تنگ شده بود برا دوستام برا محیطش برا پاتوقم! رفتمو همشونو دیدم خیلی خوب بود چون دلم حسابی تنگ شده بود! با کلیاا سلام علیک کردم!

بعد یهو یه غصه اومد تو دلم!!!! کاشکی عقب نمی افتادم به خاطر یه سری اتفاقا از دوستام عقب افتادم! کاشکی منم با اونا بودم کاشکی منم با اونا سر کلاس می رفتم حالا که همه چی درست شده و من دوباره با مریم دوست شدم کاشکی باهاشون بودم مثل ترم یک!ناراحت

یه اخلاقه بدی که دارم اینه که وقتی فکرم مشغول باشه نمی تونم درس بخونم و بدبختی من از ترم ٢ فکرم مشغول بود همش بوده و هست!!!!خنثی امیدوارم این ترم بتونم بهش غلبه کنم و درس بخونم درست حسابی!!!!!!!!!! دلم یه جوراییه می گیره و وا می شه دارم باهاش مبارزه می کنم که دپرس نشم!!!! خدا جوونم! کمکم کن!

با همه اینا امروز روز خوبی بود کلی با دوستام خندیدیم!!!!!! کلی از دوس

[ شنبه ۱۳٩٠/۱/٢٠ ] [ ٩:٠۱ ‎ب.ظ ] [ white girl ]

دلم یه اتفاقه خوب می خواد یه اتفاق یا یه خبر که حسابی شادم کنه!!!!!خیلی وقته یه شادی عمیق نداشتم یه شادی که از ته ته ته دلم شادم کنه احمد حلت همیشه می گه یه روزی.. یه جایی... یه چیزی... یه جوری... صبر داشته باش صبر داشته باش!!! همین تیتر وبلاگم جمله بسی مثبتی است ولی من شدیدا به اون خبر خوب یا اتفاقه خوبه نیاز دارم! دوس دارم بیامو بگم خیلیی خیلییی خوشحالم!!!!! دوست دارم از ته دلم بخندم!!!

من نمی فهمم چند بار باید این اتاقمو تمیز کنم سریع می ریزه بهم!!!!منتظر دیشب خوابه بسی طولانی دیدم! یکی از دوستام مریمم تو خوابم بود عاالی بود تو خواب چند تا اسب داشتم یه قهوه ای یه سفید و یکی مشکی اینقدر خوشگل بودن کلی ذوق کردم که اسب دارم اخه من عاشق اسبم!!!! یه جاهایی از خوابم یادم نمی یاد ولی حسم می گه خوب بود!

خدا جوونم دستت درد نکنه بابت خواب خووب!!!!

این مامانم به شدت داره بهم گیر می ده هاااا الان تو اتاقم درم بستم ! شیطونه می گه درم قفل کنم کسی نیادشیطان

دوستم الان زنگ زد چند تا فحش بارمان کرد و دلش بسی خنک شد!!!!بابت اینکه گوشیم این مدت یا خاموش بوده یا جواب نمی دادم!!!! چشم البته شایدم حق داره!!! ولی از دستم ناراحته هااااا اشکال نداره از دلش در میاریماز خود راضی

خب بازم می نویسم اینجااا فعلا برم که کار دارم!

[ جمعه ۱۳٩٠/۱/۱٩ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ white girl ]

والا من هنوز به پرشین وارد نشدم ولی به نظرم امکاناتش بسی بیشتر از بلاگفا هست!!!!

اتاقم خفن کثیفه هاا خفن!!! مامان بابا با داداشم رفتن پیاده روی!!! ابجیمان با پسر خالمان می حرفد! و ما هم داریم تو پرشین جست و جو می کنیم بلکه یادش بگیریم!

از صبح حوصله اس ندارم جفت گوشیامونو گذاشتم تو کمد معلوم نیست تا حالا چند تا فحش نثارم شدهنیشخند اصلا حال و حوصله گوشی ندارم نمی دونم چرا!!!!

من عاشق پیک تندرستی هستم! یه مدت چاپ نشد دوباره بابام دیشب اوردش!عاالیه!!!! کلی مطالب مفید داره!

عاشق نصفه شبا تو تراسم هستم!از خود راضیخیلی اسرار امیزه!!!!!

خب فعلا من برم تا بازم بیام! دوس ندارم وبلاگم اینجا خیلی سوت و کوره باید درش بیارم از این سوت و کوری!

[ پنجشنبه ۱۳٩٠/۱/۱۸ ] [ ٧:٤٥ ‎ب.ظ ] [ white girl ]

سلام

وبلاگای زیادی داشتم!!! همشونم دوست داشتم کلی هم دوست خوب پیدا کردم  توشون! ولی یه وقتایی دوست دارم محیطم خصوصی تر باشه!!!! دوست دارم کلی حرف بزنم با خودم با خدام با هرکی که بخوام!!!!!! ولی یه زمانایی نمی تونی هرچی می خوای بدی چون ممکنه به بعضیا بر بخوره یا ناراحتشون کنه یا برداشت های متفاوت بکنن ازت در صوراتی که درست نمی شناسنت!!!! اینجا رو زدم برای اینکه بازتر صحبت کنم!

خلاصه از خودم بگم من یه دخترم تازه وارد ٢٣ سالگی شدم! دانشجو هستم! عاشق رویا و دنیاهای رویایی هستم!!!! زندگیمو دوست دارم با اینکه یه زمانایی بد می شه! عاشق بوی نم خاک! بارون و هوای بارونیم!!!  کمی حساس و زود رنجم ولی اگرم ناراحت شم به روی طرفم نمیارم! و بسی احساساتی هستم!!!! فعلا تا اینجا بسه تا بیشتر منو بشناسین!

فعلا باشه تا پستای بعد!

قربانتونقلب

 

 

[ پنجشنبه ۱۳٩٠/۱/۱۸ ] [ ٦:۳۸ ‎ب.ظ ] [ white girl ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب